سلطان محمد ميرزا قاجار
249
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
مشرق آنجا كوهستان عجم ، آبش از رود آبى است كه از جبال كلهر مىآيد « 12 » . هوايش گرم ، معدن كبريت خوب و نمك و نفت دارد . از غرايب عقرب جرار عقرب در اين ولايت بسيار است . يك قسم عقرب جرّار دارد زرد رنگ ، پر بزرگ نمىشود . بر خلاف عقارب همهجا از روشنايى چراغ و آتش گريزان است . به اين ملاحظه وقت گرما اهل اينجا بىچراغ يا روشنايى آتش نمىخوابند . « 13 » اگر كسى را بزند مثل زهر عقربهاى ديگر سوزش ندارد . مانند جاى نيش پشه سوزش كم و خارش زياد دارد . به همان رسم نيش پشه ورم كمى مىكند . تب مىآورد [ 159 ب ] [ و ] از سه ساعت الى يك روز هلاك كند . جمع كثيرى از معتبرين آنجا گفتند مكرر ديده شده است كه تمام بدن مردهء عقرب گزيده از گوشت و استخوان آب زردى شده ، بتدريج قطرهقطره از تابوت مىچكد . اگر دفن نكنند به كلى تمام شود . بسيار امر عجيبى است . خداوند همهء نفوس را حفظ فرمايد . « 14 » موش جربدى در همهء عربستان خاصه بغداد يك جنس موش است [ كه ] به بزرگى بچه گربهء كوچكى مىشود . قدرى باريك و دراز ، دم بلند پرمويى دارد ، رنگش مثل سنجاب . از گربه نگريز [ د ] . زود با آدم مأنوس شود . اعراب او را جربدى « 15 »
--> ( 12 ) . مقصود رود سومار است : « همين آب سومار است كه مندليح را مشروب مىكند و اگر قطع و سد شود ، مندليح خراب و بىسكنه مىماند » . ( سفرنامهء عتبات ، ص 77 ) . ( 13 ) . اصل : نمىخابند . ( 14 ) . در دولت خاقان مرحوم ، مندليح را لشكر ايران تصرف كرد . سالها در تصرف دولت عجم بود . ايمانى خان فراهانى مأمور به حفظ آن ولايت شد . قلعهء خوبى در يك سمت آبادى مندليح ساخته است . خندق و باستيان دارد . سالها در او ساكن بود . همان قلعه حال در دست عسكر عثمانى است . ( حاشيهء متن ) . ( 15 ) . نام اين جانور را از عراقيها پرسيدم . گفتند كه جردى jeredi مىگويند . اين كلمه بىشباهت به جرذ ( - موش بزرگ ) نيست .